(سایت فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت
  admin@yaranema.eu   16/6/1389
1388-08-24

  نامه سرگشاده
فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)
به: ارگانهای رهبری سازمان

 
 

در دفاع از میراث های انقلابی فدائی، سوسیالیسم، صلح و دموکراسی

سازمانی كه صداقت فدایی اش زبانزد خاص و عام بود، اینک بر کدامین نیروی اجتماعی تکیه داده است؟ و به جای جستجوی یاران و متحدین خویش در بین کارگران و زحمتکشان، آغوش به روی چه کسانی گشوده و دست خود بسوی كه دراز کرده است؟ چگونه می توان باور داشت که مبارزه طبقاتی و پیكار در راه رهایی کارگران و زحمتکشان، از برنامه سازمانی که فرزندان ما به خاطرش از بذل جان خویش هم دریغ ننمودند، رخت بر بسته و یا چنان کم رنگ گشته که چشمان کم سوی ما قادر به تشخیص آن نیست».

نامه سرگشاده
فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)

به: ارگانهای رهبری سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)

در دفاع از میراث های انقلابی فدائی، سوسیالیسم، صلح و دموکراسی

فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، بمناسبت عضویت همزمان بخشی از کادرها و اعضای رهبری سازمان در دو تشکیلات سیاسی ــ اتحاد جمهوریخواهان ایران و سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) ــ با صدور اعلامیه مورخ نهم آبان ۱٣٨٨، در مورد این تخلف آشکار اساسنامه ای هشدار داده و خواهان التزام آنها به اصول اساسنامه یک تشکیلات و عرف پذیرفته شده سیاسی گردید. ولیکن، رهبری سازمان...(اکثریت) تا کنون به این خواست بحق ما بی اعتنائی نموده و در مقابل این تخلف اساسنامه ای سازمان شکـنانه سکوت اختیار کرده است.

فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، بر این باور است که، علاوه بر مسئله عضویت دوگانه بخشی از اعضاء و کادرهای سازمان، اساس نظریات و سیاستهای نسنجیده رهبری سازمان(احتمالا عمل آگاهانه و تعمدی بعضی از آنها)، مهم ترین عواملی هستند که ریزش مداوم نیروهای تشکیلات را به چنان درجه ای رسانید که امروز، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، همه آن مؤلفه ها و مشخصه هائی را که بموجب آنها، سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در سال ۱٣۵٩ به دو سازمان اکثریت و اقلیت تقسیم گردید، از دست داده است.

امروز در شرایطی که آشکارتر شدن هر چه بیشتر ماهیت ضدمردمی رژیم اسلامی ایران و شکست و استیصال همه جانبه نظام غیرانسانی سرمایه داری در تمام عرصه های نظری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی در مقیاس جهانی، ضرورت انسجام تشکیلاتی و تشدید مبارزات همه سازمانهای چپ پیرو افکار و اندیشه های ترقیخواهانه و عدالت طلبانه را دو چندان ساخته است، متاسفانه سازمان ما همچنان نیروهای خود را از دست می دهد. هر یک از ما، بسیاری از رفقای خود را می شناسیم که، از تشکیلات جدا شده، یا منفعل شده اند و یا راه دیگری را در پیش گرفته اند. اینک، ادامه روند ریزش نیرو، حتی تا درون مسئولان و اعضای رهبری سازمان نیز رسیده است. خبر استعفای رفیق احمد فرهادی، یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان، گواه دیگر این مدعای ماست. ایشان در بخشی از نامه خود خطاب به اعضاء و هواداران سازمان می نویسند: «من به خاطر اعمال عضو یا نهاد مشخصی نیست که بدرود می‌گویم، به خاطر کل سازمان بدرود می‌گویم. من هیچ کششی برای این‌که جزیی از تشکیلاتی باشم که کارش فقط انتخاب دوپله‌ای یک ارگان برای تحلیل سیاسی است، ندارم. من در سازمانی که اعضای‌اش اگر با اشتباهات و ندانم‌کاری‌های سازمان موافق هم نباشند سکوت می‌کنند و در برابر خطا ایستادگی نمی‌کنند، جایی برای خودم نمی‌بینم».

این واقعیتی است که در طول همه سالهای بعد از انشعاب اکثریت و اقلیت در جنبش انقلابی فدائی، رهبری سازمان...(اکثریت) در نتیجه فاصله گیری گام بگام از ایده های انقلابی و سوسیالیستی، بی توجهی به ارزشها و سنتهای مبارزاتی جنبش فدائی، نادیده گرفتن آرمانهای عدالتخواهانه و ترجیح دادن مناسبات، روابط و دیدگاههای بورژوا- لیبرالی، این نگرانی جدی را دامن زده است که ادامه وضعیت موجود، دیر یا زود، سازمان ما را با مشکل هویتی مواجه خواهد ساخت. کما اینکه چنین درکی از مسئله، در نامه ای که مادران و خانواده های جان باختگان فدائیان خلق، دو سال پیش خطاب به شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) نوشته بودند، انعکاس یافته است. در بخشی از این نامه گفته می شود:
«... دریغا! سازمانی که برای تحقق جهانی عاری از ستم و استثمار بنا گشت، و در نتیجه مبارزات و کوشش های چندین ساله هزاران فدایی خلق شكل گرفت، تا در راه برقراری سوسیالیسم، صلح و دموکراسی برزمد، سازمانی که در پیوند با توده ها و با تکیه بر دستآوردهای علمی دراعماق اجتماع ریشه دوانید، سازمانی كه صداقت فدایی اش زبانزد خاص و عام بود، اینک بر کدامین نیروی اجتماعی تکیه داده است؟ و به جای جستجوی یاران و متحدین خویش در بین کارگران و زحمتکشان، آغوش به روی چه کسانی گشوده و دست خود بسوی كه دراز کرده است؟ چگونه می توان باور داشت که مبارزه طبقاتی و پیكار در راه رهایی کارگران و زحمتکشان، از برنامه سازمانی که فرزندان ما به خاطرش از بذل جان خویش هم دریغ ننمودند، رخت بر بسته و یا چنان کم رنگ گشته که چشمان کم سوی ما قادر به تشخیص آن نیست».

امروز بر کمتر کسی پوشیده است که، رهبری سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، با پیروی از اصول تشکیلاتی و نظری نادرست، سازمان تحت رهبری خود را از یک تشکیلات سازمانگر اقدام عملی، به یک تشکیلات صرفا تحلیلگر حوادث روز تبدیل کرده است. با توجه به چنین وضعیتی است که، فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، با احساس مسئولیت در قبال سرنوشت آتی یکی از اعضای تأثیرگذار و گرامی جنبش چپ ایران، سازمان...(اکثریت)، بمنظور پایان دادن به روند ریزش نیروها و احیای اعتبار و حیثیت آن، از ارگانهای رهبری سازمان می خواهد که، بمنظور بررسی تخلفات اساسنامه ای در تشکیلات و تدوین خط سیاسی آتی سازمان، مقدمات برگزاری یک پلنوم وسیع و یا کنفرانس سراسری با شرکت وسیع ترین بخش اعضاء و کادرها را فراهم آورند. به همین مناسبت، همچنین از کلیه اعضاء، هواداران و کادرهای سازمان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، اعم از فعالین در تشکیلات، منفردین و یا منفصلین از آن، انتظار داریم سازمان را همچنان خانه خود دانسته، از ارائه نظرات، پیشنهادات و راهکارهای عملی در این باره مضایقه ننماید و هر کس در حد توانائیها و امکانات خود، رهبری سازمان را در برگزاری یک نشست وسیع سراسری یاری رساند. بدین امید که با تحکیم و انسجام صفوف تشکیلات و تدوین سیاستهای اصولی، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، جایگاه شایسته خویش را در جنبش چپ ایران احراز نماید!
٢۱ آبان ماه ۱٣٨٨



 
 
 
Copyright © 2006 yaranema.eu