موضع فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) پیرامون بیانیه شماره ۱۷ میر حسین موسوی
استقبال از کلیت بیانیه موسوی و طرح پنج ماده ای وی از طرف سازمان فدائیان ایران(اکثریت)، حزب توده ایران، اتحاد جمهوری خواهان ایران و برخی از روشنفکران ایرانی، قبول مشروعیت دولت احمدی نژاد به مثابه دولت پاسخگو است و آنجا که موسوی می پذیرد که دولت و مجلس دست نشانده خامنه ای دست به تدوین «قانون شفاف» بزنند، پیشاپیش تکلیف آن قانون نیز با مردم روشن است.
موضع
فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)
پیرامون بیانیه شماره ۱۷ میر حسین موسوی
میر حسین موسوی در بخشی از بیانیه شماره ۱۷ خود می گوید: «اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه، به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد».
بنابراین، استقبال از کلیت بیانیه موسوی و طرح پنج ماده ای وی از طرف سازمان فدائیان ایران(اکثریت)، حزب توده ایران، اتحاد جمهوری خواهان ایران و برخی از روشنفکران ایرانی، قبول مشروعیت دولت احمدی نژاد به مثابه دولت پاسخگو است و آنجا که موسوی می پذیرد که دولت و مجلس دست نشانده خامنه ای دست به تدوین «قانون شفاف» بزنند، پیشاپیش تکلیف آن قانون نیز با مردم روشن است.
در حالیکه میر حسین موسوی در هیچیک از بیانیه های خود هیچ اشاره ای به وضع اسفناک کارگران، زحمتکشان و دیگر گروههای محروم اجتماعی و نقش، مطالبات و نیازهای آنان در جنبش اعتراضی نکرده است، با این گفته و یک سری کلی گوئی های دیگر، به این توهم دامن می زند که، گویی در مجالس ایران، مردم نقشی در تدوین قوانین داشته اند! مردم ایران فراموش نکرده اند که سی سال پیش چه کسانی قوانین ضد دمکراتیک جمهوری اسلامی ایران را وضع کردند و یا چه عناصری مبتکر رژیم ولایت فقیه در «یک رقابت آزاد و منصفانه» شدند!
طرح شعار «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه» در تظاهرات مردم در خیابانها، نشان از درایت، عمق و هدفمند بودن جنبش اعتراضی کنونی دارد. در حالی که جنبش مردم ایران، آگاهانه استبداد و حاکمیت دینی را هدف قرار داده است، موسوی می گوید: «ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج ومرج طلب می شناسیم که با بهانه و بی بهانه، از موازین اسلامی عدول میکنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست میزنند»، نشان می دهد که وی، نه استعداد تغییر نوک پیکان حمله را دارد و نه اساسا خواستار آن است.
این است کلیت آنچیزی که موسوی و طرفداران جریان موسوم به «جنبش سبز» به دنبال آن هستند: تحکیم و تـزئین پایه های جمهوری اسلامی با رنگ و لعابی دیگر و تحمیل مجدد آن به مردم ایران! بدین ترتیب، ماهیت جمهوری اسلامی مورد نظر موسوی، کروبی، خاتمی و در رأس آنها، هاشمی رفسنجانی، همچنانکه خود آنها نیز بارها اعلام کرده اند، چیزی نیست جز انحراف مسیر جنبش انقلابی مردمی، حفظ و تجدید حیات حاکمیت دینی در کشور ما و چرخاندن در بر روی همان پاشنه که، اینک ولایت فقیه آنرا می چرخاند. واقعیت امر این است که استمرار موجودیت رژیم دینی مبتنی بر ولایت فقیه(مطلقه و یا غیرمطلقه)، اساسی ترین سدراه و مانع تحولات بنیادین در سمت تحقق آزادی های فردی و اجتماعی، حق حاکمیت مردم و پیشرفت ایران است و فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، برای تأمین شرایط و زمینه توسعه، ترقی و پیشرفت منظم و بی وقفه کشور ما، تأمین و تثبیت حقوق و آزادیهای مردم، از استقرار حاکمیت لائیک و سکولار مترقی در ایران استبداد زده پشتیبانی می کند.