چند سکانس از جنبش اعتراضی مسافران بدون بلیط از قطار پیاده می شوند! سرمقاله: کار داخل کشور
همانطور که پیش بینی می شد تعدادی از مسافران قطار جنبش اعتراضی، با سرعت گیری آن یکی- یکی از قطار پیاده می شوند، در این بین مسافران جدیدی هم با آن همراه می گردند، همراه شدن توده های پایینی جامعه، با جنبش اعتراضی که پس از اجرائی شدن طرح هدفمند سازی یارانه ها بعید هم بنظر نمی رسد، انبوه مسافران تازه از راه رسیده با خواست های رادیکال تر جنبش اعتراضی را تحت الشعاع قرار خواهند داد.
سرمقاله: کار داخل کشور
مسافران بدون بلیط از قطار پیاده می شوند!
kar-dakhel@yahoo.com
kar-dakhel@gamil.com
1- جنبش اعتراضی و بزعم بعضی ها جنبش سبز، در نه ماه گذشته علیرغم سرکوب همه جانبه ای که با آن مواجه بود، به حیات خود ادامه داده و راه کارهای متنوعی را برای تداوم حیات خویش بکار بسته است. احضارها و دستگیری ها گسترده، شکنجه ، تجاوز، سرکوب، کشتارهای خیابانی، صدور احکام سنگین زندان، اعدام و ... هیچ کدام نتوانسته اند. مخالفین و معترضین را از خواست خود مبنی بر ابطال انتخابات، برگزاری انتخابات آزاد، مخالفت باحکومت ولی فقیه و نفی جمهوری اسلامی بازدارند. با گذشت زمان جنبش اعتراضی پخته تر، خواست هایش شفاف تر و در عین حال رادیکال تر می گردد. همچنین به لحاظ برقراری ارتباطات و عملکردی منسجم تر، در استفاده از امکانات کارآتر، در بکارگیری اشکال مبارزه متنوع تر و شعور سیاسی آن ژرف تر می شود. جنبش اعتراضی هر روز که از عمر آن می گذرد، با مسائل جدیدی روبرو و تجارب نوینی را بدست می آورد.
2- وقتی حاکمیت حضور میلیونی معترضین در خیابان های تهران را دید، خیلی زود دریافت که برای مقابله با این سیل بنیان کن نمی تواند از راه کارهای دمکراتیک استفاده کند. با این استنباط رو به سرکوب عریان و گسترده آورد. برگزاری تجمعات اعتراضی را سرکوب و سازمان دهندگان آنرا دستگیر و تمامی راه ها برای ابراز اعتراض به شیوه های دمکراتیک را بروی مخالفین بست. متقابلاً مردم نیز با تمسک به تجارب سی ساله، در مقابله با سرکوب های سیاسی و محدودیت های مدنی از راهکارهای مناسبی، استفاده نمودند. وقتی برگزاری مراسم مستقل برای مخالفین پرهزینه شد، آنها استفاده ابزاری از تجمعات و مراسم دولتی را در دستور کار خود قرار دادند. همانطور که شاهد بودیم، کاربست این شیوه در روز قدس، 13 آبان و عاشورا خیلی خوب جواب داد.
3- در این مدت اتاق فکر دولت کودتا هم بیکار ننشسته و درپی یافتن راهکارهایی برای مقابله با ترفندهای مخالفین بود. حوادث 22 بهمن نشان داد که سرمایه گذاری روی شیوه ای ثابت، همواره قرین موفقیت نخواهد بود. و چه بسا نتیجه عکس هم داشته باشد. حاکمیت از دعوت مخالفین برای شرکت در تظاهرات 22 بهمن بیشتر از خود مخالفین سود برد. حوادث 22 بهمن نشان داد که سیاست مخالفین و بخصوص طیف سبز در دعوت مردم برای شرکت به در تظاهرات همراه با سکوت و دادن شعار در میدان آزادی، دور از واقعیت و عدم شناخت توان حکومت بوده است. شاید امروز بتوان ادعا نمود، بهترین گزینه در 22 بهمن همانا می توانست تحریم تظاهرات باشد. نبود رهبری منسجم و عدم سازماندهی اعتراضات مردمی، عدم استفاده از ظرفیت های موجود و بی توجه ی به خرد جمعی، بزرگترین معضل جنبش اعتراضی مردم کشورمان است که در 22 بهمن نتیجه زیانبار آن را شاهد بودیم. اگر به خرد جمعی مراجعه می شد شاید سخت نبود که دریابیم، رژیم تمامی امکاناتش را برای اینکه مُهر خود را بر تظاهرات 22 بهمن نقش کند، بکار گرفته است. حکومت با استفاده از امکانات گسترده مادی، رسانه ای و لجستیکی که قابل مقایسه با توان و امکانات محدود مخالفین نیست. برگزاری مهندسی شده مراسم 22 بهمن را تدارک دید و برنامه تکراری مخالفین را ناکام گذاشت. و عملاً مراسم آن روز را به نام خود ثبت و به نفع خویش مصادره و بنوعی تقلب انتخابات 22 خرداد را در تظاهرات 22 بهمن تکرار نمود. مخالفین هم اشتباه خود مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را تکرار کردند.
حکومت کودتا برای ایجاد رعب و وحشت در بین معترضین از برپایی چوبه های دار، صدور احکام سنگین زندان، گسیل طرفداران خود از شهرستانهای دور و نزدیک به تهران برای شرکت در تظاهرات دولتی، اعزام دهها هزار نفر عوامل سرکوب از اقصی نقاط کشور به پایتخت، دستگیری های گسترده در آستانه 22 بهمن و همه و همه بدل هایی بود که رژیم ولایت فقیه برای مقابله با مخالفین و معترضین بکار بست. هرچند که آنها توانستند معترضین را در این روز کنترل و از حرکت جدی باز دارند. ولی شیوه های بکار گرفته چنان آشکار و عیان بود، که رسوائی هرچه بیشتر جمهوری اسلامی را در انظار عمومی و جهانی موجب گشت.
با تمامی این اوصاف نبایستی از شیوه استفاده ابزاری کلاً قطع امید کرد. چرا که رژیم همواره و در تمامی مناسبت ها نمی تواند با اعزام دهها هزار نفر از شهرستانهای دور و نزدیک در خیابان های تهران حتی بصورت محدود هم که شده، خود نمایی کند. استفاده از آن شیوه هنوز موضوعیت خود را از دست نداده و متناسب با موقعیت ها بایستی بکار گرفته شود.
4- موضوع مهمی که بایستی مورد توجه فعالین سیاسی قرار گیرد، بحرا نهای همه جانبه ای است که در بحبوحه اوج گیری جنبش اعتراضی کلیت نظام را دربر گرفته است. بطوریکه در طول حیات سی ساله جمهوری اسلامی، این رژیم در ابعادی چنین گسترده دچار بحران نگردیده بود. بحران های سیاسی، اقتصادی، هسته ای، بحران مشروعیت و حتی بحران هویت، حکومت ولایت فقیه را چنان مشغول خود ساخته، که توان حکومت کردن به سیاق گذشته را از آنان ستانده است. هر موضوع کوچکی به معضلی بزرگ برای رژیم تبدیل می شود. گره ای را که بسادگی می شد با دست باز کرد، با دندان هم نمی توانند باز کنند.
اعتراض و نارضایتی مردم هر روز گسترده تر از قبل می شود و مشکل آنکه، نارضایتی ها اینبار برخلاف گذشته در تظاهرات خیابانی ابراز و نمود عینی می یابند. سرکوب اعتراضات خیابانی هزینه های سنگینی برای رژیم داشته و این رژیم دیگر قادر نیست همه روزه طرفداران خود را بسیج و برای مقابله و نمایش مشروعیت خویش به خیابان ها بکشد.
با اجرائی شدن قانون هدفمند کردن یارانه ها، احتمال داده می شود تورمی بیش از 40 درصد، زندگی را بر اقشار فقیر جامعه، به کارگران و زحمتکشان، به کارمندان و معلمان سخت تر از قبل نماید. در این میان احتمال شکل گیری اعتراضات توده ای و شورش گرسنگان دور از ذهن نیست. نیروهای سیاسی و فعالین جنبش اعتراضی بایستی خود را برای چنین روزهایی آماده نمایند.
5- همانطور که پیش بینی می شد تعدادی از مسافران قطار جنبش اعتراضی، با سرعت گیری آن یکی- یکی از قطار پیاده می شوند، در این بین مسافران جدیدی هم با آن همراه می گردند، همراه شدن توده های پایینی جامعه، با جنبش اعتراضی که پس از اجرائی شدن طرح هدفمند سازی یارانه ها بعید هم بنظر نمی رسد، انبوه مسافران تازه از راه رسیده با خواست های رادیکال تر جنبش اعتراضی را تحت الشعاع قرار خواهند داد.
رفسنجانی از اولین مسافرانی است که خود را آماده پیاده شدن نموده، او همچنان منتظر اندک نرمشی از سوی رهبری است، تا با داشتن برگ جنبش سبز- نه جنبش اعتراضی- بعنوان ریش سفید و حکم وارد گود شود. تا بتواند نقش و موقعیت تضعیف شده خود و یارانش را در ساختار حاکمیت بهبود بخشد. اگر استر نظامیان حاکم چموشی ننماید بزودی خبرهای داغی از رفسنجانی خواهیم شنید. بیانیه هفدهم میرحسین موسوی نشان از عقب نشینی وی داشت، او در این اعلامیه پررنگ تر از قبل با بخشی از جنبش اعتراضی که خواست های رادیکال تری را طرح می کنند، صف بندی کرد، ولی فقیه را از زیر ضرب خارج و التزام خود را به ولایت فقیه اعلام و عدم مشروعیت دولت احمدی نژاد را کنار گذاشت. بیانیه 5 ماده ای کروبی هم که ظاهراً از پی توافقی شفاهی و گرفتن وعده هایی صادر گردید، با روی ترش کردن رهبر، شیخ اصلاحات را در موقعیت بدتری قرار داد. خاتمی هم اعتراضات مردمی را با "غلط کردن" توصیف نمود. از آن سوی هم هیچ نشان جدی از نرمش رهبری و بر مسند نشستگان، در مورد اصلاح طلبان حکومتی دیده نمی شود. آنها با پیش گرفتن سیاست فرسایشی برای استحاله جنبش و رهبران معنوی آن، منتظر فرصتی مناسب برای وارد آوردن ضربه نهایی هستند.
تمامی شواهد حکایت از عقب نشینی رهبران اصلاحات و جنبش سبز در ترس از تعمیق خواست های جنبش اعتراضی و رادیکال تر شدن شعارهای معترضین، دارد. البته نبایستی فراموش کرد، اینان بیشتر از بلیط خود با قطار جنبش اعتراضی همراه شده اند و تا همین جا هم که آمده اند، دست مریزاد. البته برای اضافه مسیری که طی کرده اند بیشتر از تمایل و اراده شخصی شان، الزاماتی نقش داشته است که توسط دولت کودتا تحمیل گشته و آنان را به مواضعی ناخواسته سوق داده است. در این مرحله ما درپی آن نخواهیم بود که نیروی خود را صرف کوبیدن موسوی و کروبی نمائیم، بلکه تا جائی که می توانیم از توان و امکانات آنها و اصلاح طلبان حکومتی برای تعمیق شکاف در داخل حاکمیت و تضعیف توان حکومت بایستی بهره ببریم.
6- جنبش اعتراضی مردم کشورمان برای نیل به اهداف خود راه درازی در پیش روی دارد. پیروزی نه بسادگی میسر است و نه بدون هزینه. برای نیروهای آزادی خواه و جمهوری خواهان دمکرات و بخصوص نحله های چپ راهی جز اتحاد و همبستگی باقی نمانده است. در برابر دشمن غدار، خون آشام و تا دندان مسلح، تنها چاره ما پیوند و همدلی ما برای همگانی کردن جنبش است. بدون وحدت و ایجاد رهبری جمعی و استفاده از خرد جمعی و حداکثر توان توده ها موفقیت ممکن نیست. برای شکل دهی اتحادی گسترده و دمکراتیک، چپ نمی تواند به شکل دهی و اتحاد گردان های خود بی توجه باشد. اتحاد چپ لازمه شکل گیری و دوام و پویایی یک اتحاد گسترده دمکراتیک می باشد. سازماندهی و ایجاد تشکیلات مناسب لازمه کاربست خرد جمعی است، که در جنبش اخیر بنود آن بخوبی حس می گردد. زمان را دریابیم، هم اینک نیز خیلی دیر شده است.
چپ حامی و مدافع منافع کارگران و زحمتکشان، و آزادی است. چپ نمی تواند بین عدالت اجتماعی و آزادی خود را مخیر به انتخاب یکی از آنها بنماید. چپ مدافع و چالش گر عدالت اجتماعی و آزادی بصورت تؤامان است. از اینرو برای پیوند توده های کار و زحمت با جنبش اعتراضی بایستی خواست ها و شعارهای آنها در خواست ها و شعارهای جنبش اعتراضی گنجانده شود. بدون چنین رویکردی امکان جذب گسترده کارگران و زحمتکشان به جنبش اعتراضی وجود ندارد و در غیاب چنین نیروی عظیم و با انگیزه ای مطمئناً جنبش اعتراضی ناکام خواهد ماند.
چپ در مبارزه برای نفی ستم طبقاتی، همواره در راستای نفی ستم ملی هم مبارزه کرده است. برای نخستین بار چپ بود که در کشورمان مسئله ملی را طرح و خواهان رفع ستم ملی شد و از این بابت برخود می بالد. بدیهی است امروز که مسئله ملیت ها بشکلی حاد در کشورمان طرح گردیده، چپ نمی تواند به این موضوع بی توجه باشد. بدون پیوستن نیروی عظیم ملیت ها به جنبش اعتراضی، این جنبش لنگ خواهد ماند و در صورت پیروزی و بی توجهی به این موضوع، زمینه های شکست جنبش را فراهم خواهد ساخت. طرح خواست های ملی در جنبش اعتراضی و همکاری با نیروهای هویت طلب و قومی و ملی از وظایف اصلی چپ در این مقطع بشمار می آید.