(سایت فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت
  admin@yaranema.eu   14/6/1389
1389-02-16

  نقش و جایگاه جنبش زنان کارگر
برگرفته از نشریه کار داخل کشور (14)

 
 

جنبش زنان كه شامل نيمی از جمعيت جهان می شود، جنبشی فاقد ايدئولوژی یكپارچه و پایدار و عوامل ملی، فرهنگی و دینی است. موضوعی که نقش نیرومندی در تضعیف و عدم تشكل یابی و تقویت جنبش زنان دارد . زنان كارگر در این جنبش بعنوان یك نیروی مؤثر و پيشگام و با آگاهی از اینكه علل انقیاد و فرودستی زنان با ساختارسرمایه داری گره خورده است.

نقش و جایگاه جنبش زنان کارگر

منبع: نشریه کار داخل شماره (14)

بررسی علل و ریشه های تاریخی ستم جنسیتی که بر زنان روا داشته می شود، بیان گر آنست که ستم جنسیتی پیوندی تنگاتنگ با پیدایش جامعه طبقاتی و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید داشته، و ارتباطی ناگسستنی با موقعیت اجتماعی و انسانی زنان بعنوان جنس ستم دیده – از نظر اقتصادی- و در انقیاد دارد. همچنین با کنار گذاشته شدن زنان از صحنه های اجتماعی و اقتصادی همراه بوده است. ستم جنسیتی با قوانینی نانوشته و مرد سالار، زنان را در شرایط کنونی و در مبارزه برای آزادی و کسب حقوق دمکراتیک و ایجاد پایه های مادی لازم برای آزادی و حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و تغییر در شرایط دیرینه مقهور خود ساخته است.

جنبش زنان كه شامل نيمی از جمعيت جهان می شود، جنبشی فاقد ايدئولوژی یكپارچه و پایدار و عوامل ملی، فرهنگی و دینی است. موضوعی که نقش نیرومندی در تضعیف و عدم تشكل یابی و تقویت جنبش زنان دارد . زنان كارگر در این جنبش بعنوان یك نیروی مؤثر و پيشگام و با آگاهی از اینكه علل انقیاد و فرودستی زنان با ساختارسرمایه داری گره خورده است، در این جنبش اجتماعی، سیاسی و اقتصادی همواره در صف مقدم قرار دارند. پیوستن زنان کارگر به مبارزات انقلابی طبقه کارگر، بیانگر برخورداری زنان کارگر از آگاهی و دانش اجتماعی زنان کارگر می باشد. امروز زنان کارگر وارد عرصه های جدید مبارزاتی گردیده و با اعتماد بنفسی قابل ستایش در برابر چالشهای جدید و ضربات وارده از جانب ارتجاع دینی و حاکمان نظامی ایستادگی نموده و مبارزه می کنند. این زنان که بخشی از طبقۀ کارگر کشورمان محسوب می گردند، کارگرانی هستند نه تنها از ثمرۀ درآمدهای خود بی نصیب اند، بلکه درآمد حاصله از کار آنان، درآمد دوم و مکمل برای خرج خانواده قلمداد می شود. آنان بخوبی درمی یابند که برای رهائی از باتلاق عقب ماندگی، کهنه پرستی و تاریک اندیشی، مصایب سرمایه داری، و گام نهادن در مسیر آزادی، رفاه و عدالت تنها راه ممکن در هم شکستن ماشین سرمایه داری و حاکمیت سرمایۀ محور می باشد.

شرايط اجتماعی و سياسی حاضر می طلبد که زنان كارگر با نيروی خودآگاه خود، بطور سازمان يافته برای تشكيل سنديكاها و اتحاديه های خویش، برای تأمين حقوق و تحقق خواسته های خود، برای تقسيم عادلانه ثروت اجتماعی و محو نابرابری تلاش ورزیده، و مبارزه خویش را برای تغيير روند تاريخی، روندی كه ناشی از تضاد كار و سرمايه است را سازماندهی كنند. تمامی رهبران طبقه كارگر بر اين باورند که مبارزۀ زنان برای تساوی حقوق، پاره کردن قیود بنده گی و رهائی بنیادین و پايدار خویش، بدون ارتقای سطح اقتصادی، فرهنگی و آموزشی امری ناشدنی است. آنان اهميت و درك صحيح اين مسئله را جزئی از مبارزه طبقه كارگر بعنوان هدفی واقعی مطرح كرده و آزادی زنان را جزوء وظايف اجتماعی و سياسی جامعه و در جهت منافع كل بشريت بيان كرده اند.

با فرو رفتن كشور در بحران عميق سياسی – اجتماعی و اقتصادی، تاثير روند ادامه دار بحران ساختاری سرمايه داری و تحريم های اقتصادی، رشد شديد تورم، رشد نرخ بيكاری، تعويق در پرداخت دستمزدها، افزايش بهای مسكن، نابرابری جدی در توزيع درآمد، كاهش رشد اقتصادی، ناتوانی رژيم در حل معضلات اجتماعی، رشد سرسام آور فساد اداری و ... را شاهد هستيم. تداوم فقر، گسترش جرم و جنايت، اعتياد و ... همگی در حالی رخ می دهد كه استثمار وحشيانه سرمايه از نيروی كار با دستمزدهای پائين (حتی پائين تر از حداقل دستمزد تعيين شده) ادامه دارد.

جامعه ی طبقاتی كه انقلاب اطلاعاتی را تجربه می كند، با دو پديدۀ بسيار مهمی روبروست، كه لرزه بر اركان نظام سرمايه داری انداخته است. اخراج گستردۀ كارگران كه فن آوری اطلاعاتی جای آنها را گرفته، و بيكاری بزرگ كارگران. هر چند كه تنوع استفاده از نيروی كار توسط سرمايه با كاهش كارگران صنعتی و يدی واخراج های توده ای كارگران از كار همراه بوده است. از طرفی ديگر سرمايه داری سود محور با افزايش شمار زنان كارگر و بكار گماردن زنان در كارهائی با قراردادهای غير دائم، با موقعيت های شغلی و دستمزدهای پائين، كاهش خدمات (مهد كودكها)، حذف مزايای دوران بارداری، با ايجاد فضای كار ناامن و حركت های ايذائی جنسيتی برای زنا ن كارگر و در استفاده از كار كودكان و كارگران مهاجر ارزان و اخراج كارگران قديمی و استخدام نيروی كار جديد در جهت پائين نگه داشتن دستمزدها بدنبال سود هر چه بيشتر است.

زنان كارگر بايد در كنار خواسته های اصلی خود مانند؛ افزايش دستمزدها (مهم ترین خواست كارگران)، حل معضل بيكاری، توقف اخراج ها، دستمزد مساوی، بایستی در جهت گيری مبارزاتی شان حول هر محوری از حقوق زنان از جمله حق طلاق، بيمه ی زايمان، بيمه ی زنان خانه دار، تصويب قوانين حمايتی از زنان، هر حركت اجتماعی كه برای كاهش بار زنان خانه دار باشد و هر اقدامی كه بتواند از عمق تعصبات سنتی، دينی عليه زنان بكاهد و نگرش برده دارانه را در ميان توده های مردم ريشه كن كند، فعالانه حضور داشته باشند.
برای این منظور جلب حمايت توده های زحمتكش زنان روستائی و ساير زحمتكشان شهر و ده ضروری است. مبارزه و فعاليت زنان بايد در ابعاد گسترده تری سازماندهی گردد. مبارزه برای حقوق زنان، مبارزه ای برای تحقق ابتدائی ترين حقوق انسانی است. مبارزۀ كارگران برای دستيابی به حقوق حقۀ شان از مبارزات دانشجويان، زنان و ساير جنبش های اجتماعی جدا نيست. مبارزه با تبعيض جنسيتی و قومی در محيط كار، برای جلوگيری از اخراج های كارگران و تضيع هر چه بيشتر حقوق كارگران، برعليه خصوصی سازی و فاصله دستمزدها، بر عليه بيكاری و منع كار كودكان، جزئی از مبارزات کارگران در برابر حافظان شرايط موجود است، که زنان را با مستمسك های دينی و سنتی و برای توجيه و تداوم خلع يد از زنان از حيات اجتماعی، سياسی، فرهنگی و اقتصادی دور نگه داشته و آنان را در شرايط برده گی و ستم ديده گی نگه می دارند.

مبارزه زنان و كارگران عليه انديشه های نئوليبرالی شكست خورده- كه غير از فقر و تنگدستی و بيكاری و بی ثباتی ره آوردی نداشته- در پيوند و همبستگی با جنبش جهانی كارگری برای تغيير در نظم موجود و رهائی از قيد سرمايه داري است.
جنبش اعتراضی– اجتماعی كه درپی اعلام نتایج دست کاری شدۀ انتخابات رياست جمهوری سال 88 شكل گرفت، بخش عمده ای از اقشار و گروههای اجتماعی را با خود همراه كرد.
بطوریکه حتی بخشی از با سابقه ترين نيروهای رژيم با فاصله گيری و كنده شدن از اصل ولايت فقيه، به جنبش اعتراضی مردم پيوستند. اين جنبش اعتراضی كه بر آمد نفرتی عمومی از 30 سال حاكميت استبداد دينی و ديكتاتوری جمهوری اسلامی است، بر بستر يك دورۀ تاريخی در عرصه سياسی، اقتصادی و اجتماعی صورت گرفته است. حاكميت استبدادی– دينی، كه با بحران مشروعيت مواجه گردیده در شرايطی است كه تنها می تواند با سركوب و خشونت هر چه بیشتر جنبش اعتراضی را وادار به ركود و سكون کرده و به شكست بكشاند.

جنبش كارگری بر اساس تجارب تاريخی، بدرستی به اين امر واقف گردیده كه بدون گذر از استبداد نمي توان ارتجاع و سرمايه داری رابه عقب نشينی وادار كرد. سرمايه حاضر نيست در برابر خواست های بر حق كا رگران به راحتی و داوطلبانه تسليم شود. كارگران روز اول مه، روز كارگر را به روز مرگ استبداد و ديكتاتوری و روز مرگ سرمايه بدل خواهند نمود.



 
 
 
Copyright © 2006 yaranema.eu